|
7 - جنگ با مسلمانان منحرف
يحيى بن اكثم مدتى قاضى بود و بعد بخاطر انحراف جنسى ، معزول شد، و مامون عباسى
(هفتمين خليفه عباسى ) او را نديم و مشاور نزديك خود كرد، وى در پستهاى مهمى بود تا
در عصر خلافت متوكل در سال 242 در ربذه (نزديك مدينه ) از دنيا رفت
(281)
موسى بن محمد بن رضا (عليه السلام ) برادر امام هادى (عليه السلام ) معروف به موسى
مبرقع (كه مرقد شريفش در قم ) است ، گويد: يحيى بن اكثم ار در دارالعامه (كه شايد
بيرونى خليفه باشد) ملاقات كردم ، سوالاتى از من كرد، كه من جواب آنها را از برادرم
امام دهم حضرت هادى (عليه السلام ) بپرسم ، (اين سوالات 13 سوال است ) يكى از
سوالات (سوال دوازدهم ) اين بود:
چرا على (عليه السلام ) در جنگ صفين (كه با سپاه معاويه بود) همه لشكريان دشمن را
مى كشت ، خواه مهاجم باشد يا فرارى ، يا زخمى ، ولى در جنگ جمل با فرارى و مجروح
كارى نداشت و اعلام داشت كه هر كه به خانه اش برود يا سلاحش را بيفكند، ايمن است ،
اين تفاوت روشن در اين دو جنگ چه علت داشت ؟
امام هادى (عليه السلام ) در پاسخ فرمود: راز اين اختلاف اين است كه : سپاه جمل ،
فرمانده و رهبرشان (طلحه و زبير) كشته شده بودند و ديگر (پايگاه ) و جمعيتى نداشتند
كه به آن باز گردند (و آشوب را از سر بگيرند) و همه به خانه هايشان مى رفتند و راضى
بودند كه كسى به آنها كارى نداشته باشد و قهرا بفكر جمع آورى لشكر و ترميم پايگاه
نبودند.
اما در جنگ صفين ، فراريان يا مجروحين آنها، به پايگاه مجهز بر مى گشتند و رهبر و
فرماندهى (يعنى معاويه ) داشتند، كه اسلحه برايشان فراهم مى كرد و جوايز به آنها مى
داد، بيماران را عيادت و مجروحين آنها را مداوا مى نمود و آنها را بار ديگر آماده
براى حمله به سپاه على (عليه السلام ) مى كرد و على (عليه السلام ) وظيفه رادر جهاد
با گويندگان لا اله الا الله خوب مى دانست ، حق را بر ايشان شرح مى داد، و هر كه
نمى پذيرفت شمشير به رويش مى كشيد جز آنكه توبه كند
(282) بنابراين بين اين دو جنگ ،
تفاوت بسيار است .
به اين ترتيب امام هادى (عليه السلام ) به اين سوال - كه اكنون نيز گاهى از حلقوم
بعضى بيرون مى آيد كه مگر مى شود با مسلمانان جنگيد - پاسخ مستدل داد.
|